مصطفى النوراني الاردبيلي
450
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
گياه مزبور تابستانى است و در بهار ، دورهگردها از صحرا جمع كرده و بهعنوان دواى تصفيه خون مىفروشند . برگهاى قازياغى بر اثر مالش بويى شبيه بوى خردل مىدهد و مزاجش تند است . اطريلال ، رجل الغراب ، قازياغى ، قازاياقى ، موجه ، حشيشة البرص ، يملك ، زغارچه ، بارهنگ ، پنجه غازى و اذنته ناميده مىشود . « 1 » قازياغى لغت تركى است و به فارسى تخم خلاف و خليل و به هندى كاگ چنگى يعنى پاى زاغ و مسى گويند . و به عربى حشيشة البرص و حرز الشياطين نامند . و آن تخم گياهى است كه بر روى زمين گسترده مىشود . بهترين نوع آن مصرى است كه بسيار ريز و تيره رنگ مايل به كبودى و تلخ و گزنده زبان است . گرم و خشك در دوم است . اين دوا را شيخ در مفردات قانون ذكر نكرده است . گيلانى گويد : اين دوا خيلى گرم است و خشكى آن كم است . قازياغى ملطف ، محلل و باز كننده است . به قول شريف : اگر تخم آن را كوبيده و با عسل مخلوط كرده هر روز دو مثقال با آب گرم تا پانزده روز پى در پى بخورند حتما برص و بهق را از بين ببرد و به قول صاحب شمس الدّرر يك درم آن را با ربع درم عاقرقرحا ساييده با عسل مخلوط كرده بليسند و با سركه مخلوط كرده و بر موضع برص ضماد كنند و آن موضع را باز كرده و به مدت يك تا دو ساعت در آفتاب گرم بنشينند تا آنكه از بدنش عرق بيايد بعد به اذن پروردگار ، ماده به سطح پوست مىآيد و ايجاد آبله مىكند و از آن آب سفيد مائل به زردى بيرون مىآيد در اين هنگام استعمال دوا را ترك كنند تا آنكه زخم يا آبله مندمل شود و رنگ موضع به رنگ طبيعى پوست برگردد . برصى كه نزديك قسمتهاى گوشتى بدن است بهتر خوب مىشود تا در غير اين مواضع . صاحب اختيارات نوشته است كه : اين دوا را زياد امتحان كردهام و اين سرّى عجيب است اما به شرط اينكه اوّل تنقيه كرده باشند . شرب آن ، دستگاه تنفسى را جلا دهد و انواع بادها را دفع گرداند و چون تخم آن را
--> ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2612 .